یادگیری هوشمند در نظام های آموزشی

یادگیری هوشمند در نظام های آموزشی

بررسی رابطه مهارت­های نرم با آگاهی سیاسی دانشجویان (مطالعه موردی: دانشگاه ولی‌عصر (عج))

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
دانشیار گروه معارف اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه ولی عصر(عج)، رفسنجان، ایران
10.22072/iles.2026.2074951.1009
چکیده
آگاهی سیاسی دانشجویان، پیش‌نیاز شهروندی فعال و مشارکت دموکراتیک در جوامع معاصر محسوب­می‌شود. پژوهش حاضر با رویکرد کمّی و روش توصیفی-همبستگی، رابطه سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی با آگاهی سیاسی دانشجویان دانشگاه ولی‌عصر(عج) رفسنجان را بررسی­کرد. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی این دانشگاه در نیم‌سال اول سال تحصیلی 14041403 تشکیل­دادند. با استفاده از فرمول کوکران و با درنظرگرفتن حاشیه خطا، حجم نمونه ۳۷۰ نفر تعیین­شد و با احتیاط برای جبران پرسش­نامه‌های ناقص، ۴۱۰ پرسش­نامه، توزیع­گردید که در نهایت ۳۸۰ پرسش­نامه کامل مورد تحلیل قرارگرفت. نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی، طبقه‌ای و متناسب با جمعیت هر دانشکده انجام­شد. ابزار گردآوری داده‌ها، شامل سه پرسش­نامه استاندارد برای سنجش سواد رسانه‌ای، تفکر انتقادی و آگاهی سیاسی بود. روایی پرسش­نامه در مطالعات پیشین به‌صورت محتوایی و سازه‌ای تأییدشده و در این پژوهش نیز پس از بررسی متخصصان معتبر تشخیص­داده­شد. پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در محدوده 77/0 تا 79/0به‌دست­آمد که نشان‌دهنده پایایی قابل قبول آن‌هاست. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و از طریق آزمون‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه تحلیل­شدند. یافته‌ها، نشان­داد که بین سواد رسانه‌ای و آگاهی سیاسی، رابطه‌ای مثبت و معنادار وجوددارد. هم­چنین، رابطه مثبت و قوی‌تری بین تفکر انتقادی و آگاهی سیاسی مشاهده­شد. نتایج رگرسیون چندگانه هم­چنین، نشان­داد که ترکیب ابعاد سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی توانست، حدود 6/62 درصد از واریانس آگاهی سیاسی را پیش‌بینی­کند. در میان ابعاد، «آگاهی از اهداف پنهان» و «استدلال استقرایی» به‌ترتیب، بیشترین سهم را در پیش‌بینی آگاهی سیاسی داشتند. پژوهش حاضر با بررسی رابطه میان مهارت‌های نرم (سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی) و آگاهی سیاسی دانشجویان دانشگاه ولی‌عصر (عج)، شواهد تجربی قابل توجهی مبنی بر ارتباط مثبت و معنادار این متغیرها ارائه­داد. یافته‌ها نشانگر آن است که نه­تنها سواد رسانه‌ای به­خودی­خود بلکه تفکر انتقادی نیز به­طور مؤثری با آگاهی سیاسی همبستگی دارد. اهمیت این یافته‌ها زمانی برجسته‌ترمی‌شود که تحلیل رگرسیون چندگانه نشان­داد، ترکیب این دو مهارت نرم، قادر است بخش قابل توجهی (۶۲.۶ درصد) از تغییرات آگاهی سیاسی دانشجویان را تبیین­نماید. به­طور خاص، مؤلفه‌های «آگاهی از اهداف پنهان پیام‌های رسانه‌ای» و «استدلال استقرایی» به­عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های کلیدی آگاهی سیاسی شناسایی­شدند. این نتایج، ضرورت بازنگری در برنامه‌های درسی دانشگاهی و گنجاندن واحدها یا کارگاه‌های آموزشی متمرکز بر تقویت سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی را بیش­ازپیش نمایان­می‌سازد. در نهایت، این پژوهش بر این فرض صحه­می‌گذارد که ارتقاء مهارت‌های نرم، گامی اساسی در جهت تربیت شهروندانی آگاه، تحلیل­گر و قادر به مواجهه هوشمندانه با پیچیدگی‌های محیط رسانه‌ای و سیاسی معاصر محسوب­می‌شود و می‌تواند به تقویت قدرت نرم جامعه در ابعاد مختلف یاری­رساند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

The Relationship Between Soft Skills and Political Awareness Among University Students: A Case Study of Vali-e-Asr University

نویسنده English

Mahdi Taghavi Rafsanjani
1- Associate Professor, Department of Islamic Studies, Faculty of Literature and Humanities, Vali-e-Asr University of Rafsanjan, Rafsanjan, Iran
چکیده English

Political awareness among university students constitutes a fundamental prerequisite for active citizenship and democratic participation in contemporary societies. Adopting a quantitative approach and a descriptive-correlational design, the present study investigated the relationship between media literacy, critical thinking, and political awareness among students at Vali-e-Asr University of Rafsanjan. The statistical population comprised all undergraduate students enrolled during the first semester of the 2024–2025 academic year. Applying Cochran’s formula with a 5% margin of error, the required sample size was estimated at 370 participants; however, to compensate for potential incomplete responses, 410 questionnaires were distributed, of which 380 valid cases were ultimately analyzed. A stratified random sampling method proportional to the population size of each faculty was employed. Data collection instruments included three standardized questionnaires: the Media Literacy Questionnaire, developed by Gholamreza Falsafi (2014); the California Critical Thinking Skills Test, originally devised by Facione and colleagues (1989–1990); and the Political Awareness Questionnaire, constructed by Masoudnia (2008). The reliability of the instruments was assessed using Cronbach’s alpha coefficients, which ranged from 0.77 to 0.79, indicating acceptable internal consistency. Data were analyzed using SPSS software, employing Pearson correlation coefficients and multiple linear regression analyses. The findings revealed a positive and significant relationship between media literacy and political awareness. Moreover, a stronger positive association was observed between critical thinking and political awareness. The multiple regression results further indicated that the combined dimensions of media literacy and critical thinking accounted for approximately 62.6% of the variance in political awareness. Among the subcomponents, "awareness of hidden agendas" and "inductive reasoning" emerged as the most substantial predictors of political awareness, respectively. These findings underscore the imperative of integrating media literacy and critical thinking instruction into university curricula to enhance the political awareness of the younger generation.

کلیدواژه‌ها English

Media Literacy
Critical Thinking
Political Awareness
Student

  • تاریخ دریافت 25 مهر 1404
  • تاریخ بازنگری 08 اردیبهشت 1405
  • تاریخ پذیرش 04 مرداد 1405
  • تاریخ اولین انتشار 10 مرداد 1405
  • تاریخ انتشار 01 شهریور 1405